حدیث سیره شهدا

خرید بک لینک
هردوانسان اند.هردوراه میرن .نفس میکشن.غذامیخورن وشب هنگام میخوابن. یکی گیسو درآسیابسفید کرده راه های رفتنی زیادی رو رفته ودرطول عمرش به اهداف وبن بست های رسیدهاست.آن یکی اما هنوز سرش به سنگ زمانه نخورده و سرش سوداها دارهوزندگیش پراز راه هایی است که تجربه نکرده وطعم خیلی از تلخی ها وشیرینی ها کهنچشیده.جوان مثل CDخامی است که حالاحالاهاجادارد وجان دارد وپیرمثل CDترک خورده وپراز خط وخشاست که هرآن انتظار تردشدن وبه فراموش سپرده شدن اون میره. هرساله پدرومادرواطرافیان جوان درسالگرد تولدش براش آرزوی سلامتی وطول عمر میکنن درحالی که وقتیپیرمیشه نه تنها پدرومادری نداره که این آرزو رو براش بکنن بلکه وارثینی داره کهدرهرجشن تولد باخودشون میگن: ((مرتیکه خجالت نمیکشه آخه تاکی میخواد عمرکنه.))هردوی اونا مشت مشت قرص میخورن و آمپول ها میزنن ولی جوانبرای اندامی بهتر وپیر برای زندگی بیشتر. حدیث سیره شهدا...

ما را در سایت حدیث سیره شهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 2:37

پای نیزه ها پر از جویچه های خونبود.جویچه هایی که هر کدام به سویی روان بودن و انگار میخواستن خودشان را به باعث و بانی ومقصرین این واقعه برسانند. یکی از آن ها توجه من رابه خودجلب کرد وآن باریکه ی خونی بودکه برخلاف بقیه به سمت مدینه جاری بود.انگارمیخواست پرده از رازی بردارد.پیگیرش شدم به نزدیکی های شهرکه رسیدم متوجهشدم که به باریکه ی خون دیگری وصلمیشود .خونی که از مسجد کوفه ومحرابش که معراج امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع)بود سرچشمه میگرفت.راهم را دوباره ادامه دادم دیدم که خون ها ازکوچه ای تنگ وباریک میگذرند کوچه ای که هنوزهم صدای آن سیلی را باخوددارد.درانتهای کوچه به خانه ای میرسمکه چهارچوب درش هنوزهم سیاه است و بویدود میدهد.دودی که حاصل آتشی است که جرقه اش درسقیفه بنی سعاده زدهشد و هیزمش ازباغ فدک آورده شده بود.دررابازمیکنم خدامیداند آن شب بین در و دیوار چهگذشت.تنها دلیلشان هم این بودکه اهل خانهخارجی بودند همانند کاروان اسرای کربلا.درآن شب یاس نبوی راپرپر کردند زیرا باورداشتند برضد دین و ولایت خروج کرده آخرش هم گفتند :به مرگ جاهلیت مردچراکه ا حدیث سیره شهدا...

ما را در سایت حدیث سیره شهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 2:37

صفحه بندی